نگاهی به تاریخ ایران و جهان
تاریخ ایران و جهان

رویدادهای تاریخی رخ داده در نوروز

رویدادهای تاریخی رخ داده در نوروز

نوروز روز ملی و جشن همه کسانی است که در فلات ایران (ایران زمین) خود و یا نیاکانشان به دنیا آمده اند و تاریخ و فرهنگ مشترک دارند، از جمله تاجیک ها، افغان ها، کردها و … و ساکنان سرزمین هایی که در طول قرون و اعصار، امپراتوری ایران را تشکیل داده بودند.

هدف از گرامی داشت نوروز و وقایعی که در طول قرون و اعصار در این روز روی داده است در خور توجه فراوان است. در بسیاری از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاریخ طبری، شاهنامه فردوسی و آثار بیرونی؛…. نوروز به جمشید، شاه افسانه ای و در پاره ای دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز در سال دانسته اند.

به نوشته برخی از مورخین بر پایه افسانه ها، سه هزار سال پیش در چنین روزی، جمشید از کاخ خود درجنوب دریاچه ارومیه (منطقه باستانی حسنلو) بیرون آمد و عمیقاً تحت تأثیر آفتاب درخشان و خرمی و طراوت محیط قرارگرفت و آن روز را «نوروز»، روز صفا، پاک شدن زمین از بدی ها و روز سپاسگزاری از خداوند بزرگ نامید و خواست که از آن پس، بدون وقفه، هر سال در این روز آیین ویژهای برگزار شود. آیینی که هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سیاسی و اجتماعی مصون مانده است

.ترویج آموزش های زرتشت – تنها پیامبری که از میان آریایی ها برخاسته- به نوروز جنبه معنوی بخشید، زیرا زرتشت بر کردار، گفتار و پندار نیک تأکید داشت و هر عمل خلاف عدالت را نفی می کرد و تحولات تاریخ را نتیجه کشمکش بدی و خوبی می دانست و می گفت که سرانجام با شکست قطعی بدی؛ آرامش، صفا، شادی، صمیمیت و عدالت جهانیان تأمین خواهد شد. نوروز فرصت خوبی برای زدودن افکار بد از روح، پایان دادن به دشمنی ها از طریق تجدید دیدارها و نیز شادکردن دوستان و بستگان، مخصوصاً سالخوردگان با دستبوسی آنان و مبادله هدیه بوده است.

اینک به یکی از رویدادهای تاریخی که در نوروز رخ داده است اشاره می کنیم:

۱- کوروش بزرگ بنیان گذار امپراتوری ایران که از مادر، «ماد» و از پدر، «پارس» بود نخستین حکمران ایرانی بود که نوروز را عید رسمی اعلام داشت و در سال ۵۳۴ پیش از میلاد دستورالعملی برای اجرای مراسم دولتی آن تدوین کرد که شامل ترفیع نظامیان، ابلاغ انتصابات تازه، سان دیدن از سربازان، عفو مجرمین پشیمان، ایجاد فضای سبز و پاکسازی محیط زیست ـ از منازل شخصی گرفته تا اماکن عمومی ـ بود. چهارسال پیش از آن، کوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آن جا جشن گرفته بود و به این سبب برخی از مورخان، زمان اعلام رسمی و عمومی شدن نوروز به عنوان عید ملّی را سال ۵۳۸ قبل از میلاد نوشته اند. بابل در ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد به تصرف ایران درآمده بود.

https://i.pinimg.com/originals/0e/a0/10/0ea010fac77cb91f0e023a919630f2b9.jpg

در دوران هخامنشیان، یازده روز اول فروردین ویژه انجام مراسم نوروز بود. شاه در نخستین روز سال نو روحانیون، بزرگان، مقامات دولتی و فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان و نمایندگان سرزمین های دیگر را می پذیرفت و ضمن سپاسگزاری از عنایات خداوند، گزارش کارهای سال کهنه و برنامه های دولت برای سال نو و نظر خویش را بیان می کرد که نصب العین قرارگیرد. شاه سپس پیشکش ها را دریافت می کرد که نمونه آن در کنده کاریهای تخت جمشید دیده می شود. آن گاه مراسم سان و رژه برگزار می شد و افسرانی که قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش می گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفی می شدند.

در نوروز، مردم نخست به دیدن سالخوردگان خانواده، بیماران و از کارافتادگان می رفتند و ادای احترام می کردند (احترام و رعایت احوال سالخوردگان و نسل بازنشسته، در میان ایرانیان همواره نهایت اهمیت را داشته است). سپس عید دیدنی آغاز می شد. پیش از دید و بازدیدها، در لحظه تحویل سال، هر فرد از خدا می خواست که در سال نو روان او را پاک و آرام نگهدارد. این مراسم پس از ۲۵ قرن به همین صورت ادامه دارد و باعث اعجاب ملل دیگر شده است.

سران دولت هخامنشی در آداب و رسوم و قوانین سرزمین های غیر آریایی نشین کمتر مداخله می کردند ولی در مصر که بیش از یک قرن (۱۲۱ سال و چند ماه) یکی از ایالات ایران به شمار می رفت، آیین های نوروز را رواج داده بودند و با اعزام سفیر به حبشه (اتیوپی) از شاه انتخابی این کشور خواسته بودند که نوروز را به رسمیت بشناسد و برگزار کند، آلودن محیط زیست (آب و هوا و زمین) را منع و برای دروغ گفتن و سوء نیّت مجازات در نظر بگیرد.

داریوش بزرگ که در گسترش آیین های نوروزی در میان متصرفات غیر آریایی امپراتوری ایران سعی بسیاری داشت، در مراسم نوروز ۵۱۵ پیش از میلاد (هفت سال پس از آغاز فرمانروایی اش) تصمیم خود را در زمینه ایجاد سنگ نبشته بیستون – حاوی آرزوها، اندرزها و شرح قلمرو ایران- اعلام کرد که مورخان با توجه به این سنگ نبشته گفته اند که ایران تنها کشور جهان است که «سند مالکیت» دارد. بزرگترین آرزوی داریوش که در این کتیبه آمده، این است که خداوند ایران را از دشمن، دروغ و خشکسالی دور سازد.

پس از تکمیل ساختمان عظیم و زیبای تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین های رسمی نوروز، باشکوه بی مانندی در آن جا برگزار می شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید، دو هفته طول کشید. مردم عادی در تالار صدستون و سران ایالات و مقامات تراز اول در تالارهای دیگر این کاخ حضور می یافتند. کار ساختن تخت جمشید ۵۱ سال طول کشید. داریوش یکم تصمیم به ساختن آن، در محلی نه چندان دور از پاسارگاد گرفت، ولی پادشاه سوم بعد از او آن را گشود و به این ترتیب ایران دارای دو پایتخت شد: شوش، پایتخت اداری و تخت جمشید، پایتخت سیاسی. عنوان «تخت جمشید» را قرن ها بعد، مردم به آن دادند، حال آن که این کاخ با جمشید افسانه ای ارتباطی نداشته است. از این کاخ که گویای تمدن و پیشرفت ایرانیان باستان است بر قلمرویی میان سند، دانوب، مدیترانه و صحرای آفریقا فرمانروایی می شد. حسادت اسکندر مقدونی نسبت به این شکوه و عظمت، عامل عمده ویرانی این کاخ به دست او شد. افراد خاندان سلطنت و درباریان در هر کجای کشور که بودند پیش از فرا رسیدن نوروز خودرا به تخت جمشید می رسانیدند و بهار را در آن جا بسر می بردند.

ارسال دیدگاه

فرستادن دیدگاه